من عاشق این لپ تاپ دیوونه خودمم

الان حدود دو هفته میشه که اومدم دانشگاه و اصولا وقت کافی برای نوشتن توی وبلاگ پیدا نمی کنم و آخر هفته ها هم که معمولا حوصله ندارم.

وقتی وبلاگ قدیمی که روی گیت‌هاب داشتم رو نگاه می کردم آخرین نوشته اون رو دیدم که بی ربط به این دو هفته من در دانشگاه نبود و برای همین تصمیم گرفتم اون نوشته قدیمی که به هر نحو تصمیم قبلی بر عدم انتشارش در وبلاگ جدید بود رو تغیر دارم و حالا اون رو روی وبلاگ جدید آکام منتشر می کنم.

قبل از شروع به خوندن این نوشته لازم می دونم چند تا نکته رو بهش اشاره کنم. اول اینکه این نوشته تو تابستون امسال نوشته شده. فکر کنم همین بود.

ساعت 8 و 39 دقیقه بعد از ظهر یه روز گرم تابستونی و من تو اتاقم کولر ندارم پس می تونم تصور خیلی خوبی از گرمای 37 درجه ای که اپ آب و هوای گوشیم نشون میده داشته باشم.

بعد از دیدن سریال مورد علاقم و کمی گشت زدن تو تلگرام تصمیم گرفتم که بیام و روی پروژه شخصی که دارم کار کنم. لپ تاپ رو روشن کردم ولی یادم افتاد که گوشی اولم رو جلو تلوزیون جا گذاشتم و رفتم که بیارمش. وقتی برگشتم دیدم که لپ تاپ خاموشه! دوباره روشنش کردم و اندروید استودیو رو اجرا کردم که کارم رو شروع کنم ولی لپ تاپ دوباره خاموش شد.

کمی ناراحت شدم و بعد دوباره لپ تاپ رو روشن کردم که کمی بازی کنم و بعد 10 دقیقه دوباره برگردم سر کارم. پس Euro Truck Simulator 2 رو اجرا کردم و لپ تاپ یه بار دیگه خاموش شد.

بعد تصمیم گرفتم بیام و این چرت و پرت ها رو بنویسم. اولش قرار بود این محتوای برگه تماس و درباره آکام رو تشکیل بده ولی همین الان که دارم این پاراگراف رو می نویسم نظرم رو عوض کردم و می خوام اون رو به عنوان یه نوشته منتشر کنم.

خلاصه اینطوری هاست، من یک عدد آکام هستم با یک لپ تاپ با کلی مشکل که فعلا اساسی ترین شون خاموش شدن ناگاهانی اون هست و گوشی با باتری خراب که شارژ نگه نمی داره ولی زندگی عالی داره پیش میره. خوب و خوشحال پیش به سوی دوباره خاموش کردن لپ تاپ ولی این بار با نوشتن یه پست دیگه برای وبلاگ آکام یا شایدم کمی کار کردن روی موتور وبسایت؟ نمی دونم ببینیم چی پیش میاد.

نکته دوم

بعد از اینکه اومدم دانشگاه تصمیم گرفتم برای لپ تاپ باتری بخرم و خرید باتری برام 280 هزار تومن آب خورد. اما خاموش شدن های لپ تاپ قطع نشد. تصمیم گرفتم برم و از یه سرویس کار بخوام برام لپ تاپ گردگیری کنه و خنک کننده رو هم تمیز کنه.

راستش دستش درد نکنه لپ تاپ الان خاموش نمیشه ولی اصلا تمیزش نکرده و گرد و خاک ها به قوت قبل روی لپ تاپ باقی مونده. می خوام وقتی برگرشتم خونه لپ تاپ رو دل و رودش رو بریزم بیرون و گردگیری کنم و تمیزش کنم. شاید بعدا از مراحل این کار هم توی وبلاگ نوشتم.

لازم نیست حتما عالی باشیم، خوب بودن هم می تونه کافی باشه!

من معمولا اینطور اخلاقی دارم که خیلی سخت می تونم کاری رو که شروع کردم تموم کنم. دلیلی که برای این اخلاق بد می تونم بیارم این می تونه باشه که تا کاری که می کنم از نظر خودم عالی نباشه اون رو تموم نمی کنم و معمولا از یه جایی به بعد دیگه خسته می شم و ولش می کنم.

اما خب واقعا چرا آخه؟ چرا وقتی میشه یه کاری رو خیلی ساده انجام داد اون رو پیچیده کنیم؟

من از نوشتن خیلی می ترسم. معمولا وقتی می خوام یه مطلب رو بنویسم خیلی روش وقت میزارم و بارها و بارها اون رو می خونم تا اطمینان پیدا کنم از این که مطلب هیچ مشکلی نداشته باشه. ولی خب واقعا اگه حتی یه مشکل و یا چند تا مشکل، اگه وجود داشته باشه چی میشه؟ چرا باید کار رو انقدر برای خودم سخت کنم که ازش بترسم و سمتش نرم.

یه نمونه دیگه ویدیوکست درست کردنه. من عاشق این هستم که از نکات جالبی که به نظرم میرسه فیلم درست کنم و اون رو با بقیه به اشتراک بگذارم تا شاید اون فیلم بتونه کمکی باشه برای کسی که مثل من دنبال رفع مشکلی بوده که من تونستم حلش کنم. اما در عوض هر وقت شروع کردم به ضبط وسطاش ضبط رو قطع کردم -ـ- مسخره است.

فقط می خوام بگم که «بی خیال! لازم نیست این قدر سعی کنیم همه چیز رو کامل انجام بدیم. فقط خوب باشه کافیه. همین.».

این اولین نوشته من در ویرگول بود و امیدوارم از این به بعد خیلی بیشتر در ویرگول بنویسم. ایده های خیلی زیادی برای مطالبی که در آینده منتشر خواهم کرد دارم. فقط باید منتظر بود و دید که آیا سعی خواهم کرد اون ها رو به واقعیت تبدیل کنم یا نه.